بزرگنمايي:
پیام خراسان - در شرایطی که قدرت جهانی آمریکا به تدریج در حال افول است از اواخر سال 2024، چین دیگر به رویکرد محافظهکارانه و پنهانی خود پایان داده و با قدرت و شجاعت، حضور خود را در عرصه جهانی به نمایش گذاشته است. این تغییر جهت، به نوعی بازگشت به «قانون جنگل» است، جایی که هر کشوری که قصد ایستادگی در برابر رشد فزاینده چین را دارد، باید آماده رویارویی با چالشهای جدی باشد.
به گزارش تحریریه، وبسایت معتبر تحلیلی «گوانچا» در گزارشی با عنوان «چین و قانون جنگل: نمایش قدرت نظامی و پیامدهای جهانی» به بررسی ابعاد مختلف قدرت نظامی چین و تأثیرات آن بر معادلات بینالمللی پرداخته است.
این گزارش با نگاهی جامع به استراتژیهای نظامی چین، جایگاه این کشور در رقابتهای ژئوپلیتیکی و چالشهای ناشی از افزایش قدرت نظامی آن، تصویری دقیق از پویاییهای موجود در نظام بینالملل ارائه میدهد. همچنین، این تحلیل به پیامدهای گسترش نفوذ چین در عرصههای مختلف، از جمله روابط بینالملل، امنیت منطقهای و توازن قوا پرداخته است.
در این گزارش تحلیلی آمده است:
در روزهای اخیر، چین با برگزاری یک تمرین نظامی در دریای تاسمان که بین استرالیا و نیوزیلند واقع شده، این دو کشور را در موقعیت ناخوشایندی قرار داد. استرالیا و نیوزیلند که در تلاش بودند تا در دریای جنوبی چین حضوری پررنگ داشته باشند، حالا با واکنش قاطع و قوی نیروی دریایی چین روبرو شدهاند. چین نه تنها در این منطقه حضور پیدا کرده، بلکه با انجام رزمایشهای نظامی با استفاده از گلولههای واقعی، پاسخ قاطعی به اقدامات این دو کشور داده است. این تحولات سبب تغییر سریع گفتمان عمومی شد؛ جایی که ابتدا نگرانیها از تهدید امنیتی مطرح بود، اما بلافاصله این عمل چین در چارچوب قوانین بینالمللی تفسیر شد.
در شرایطی که قدرت جهانی آمریکا به تدریج در حال افول است و حتی بحران اوکراین به یکی از نقاط تنشآلود بین واشنگتن و مسکو تبدیل شده، هنوز برخی کشورها به پیروی از آمریکا ادامه میدهند. اما از اواخر سال 2024، چین دیگر به رویکرد محافظهکارانه و پنهانی خود پایان داده و با قدرت و شجاعت، حضور خود را در عرصه جهانی به نمایش گذاشته است. این تغییر جهت، به نوعی بازگشت به «قانون جنگل» است، جایی که هر کشوری که قصد ایستادگی در برابر رشد فزاینده چین را دارد، باید آماده رویارویی با چالشهای جدی باشد.

رزمایش نیروی دریایی چین: استرالیا باید قدردان باشد، نه معترض!
اینبار چین تا درب خانه استرالیا پیش رفت! از منظر ناوگان نیروی دریایی چین که با ناوشکنهای 055 از مسیرهای طولانی به این منطقه آمدهاند، این موضوع کاملاً روشن است. برای درک بهتر فاصله میان چین و استرالیا، کافی است نگاهی به مسیر حرکت این ناوگان بیندازیم:
در تاریخ 3 فوریه، ناوگان نیروی دریایی چین، شامل ناوشکن کلاس 055 «زونیی»، ناو محافظ کلاس A054 «هنگیانگ» و کشتی تدارکاتی کلاس 903A «ویشان هو»، از تنگه میندورو در فیلیپین عبور کرد و سپس از تنگه باسیلان گذشت. این ناوگان پس از عبور از شمال استرالیا، در تاریخ 13 فوریه به دریای مرجانی رسید و در تاریخ 19 فوریه وارد دریای تاسمان شد؛ جایی که بین استرالیا و نیوزیلند قرار دارد. در این منطقه، ناوگان چینی چندین روز رزمایشهای نظامی خود را با استفاده از گلولههای واقعی برگزار کرد.
21 فوریه : رزمایش شلیک واقعی در دایرهای به مرکزیت مختصات(37S، 157.02E)با شعاع 40 مایل دریایی، که حدود 620 کیلومتر (330 مایل دریایی) از سیدنی فاصله داشت.
22 فوریه : ناوگان «زونیی» در نزدیکی این منطقه رزمایش شلیک واقعی دوم را انجام داد.
24 فوریه : ناوگان «زونیی» در فاصلهای 280 مایل دریایی (518 کیلومتر) از جزیره تاسمانیا قرار گرفت.
نیروی دریایی چین بارها به دور دنیا سفر کرده و حتی به آلاسکا و سواحل غربی آمریکا نیز برای گشتزنی رفته است. با این حال، برگزاری رزمایشهای با استفاده از گلولههای واقعی در دریاهایی به فاصله بیش از 8000 کیلومتر از چین، برای نخستین بار است که اتفاق میافتد؛ به همین دلیل، این رویداد به سرعت در سطح جهانی توجه زیادی را جلب کرد. رسانههای مختلف از زوایای مختلف این حادثه را پوشش دادند:
بیبیسی گزارش داد: «چین در نزدیکی استرالیا رزمایش نظامی نادری برگزار کرده و باعث تغییر مسیر پروازها شده است». بلومبرگ گزارش داد: «چین با انجام رزمایشهای با گلوله واقعی، باعث تغییر مسیر پروازها در نزدیکی استرالیا شد». خبرگزاری آسوشیتدپرس اعلام کرد: «استرالیا میگوید چین به هواپیماهایی که از آن منطقه عبور میکردند، هشدارهای نگرانکنندهای در مورد رزمایش با گلوله واقعی داده است». روزنامه نیوزیلند هرالد نوشت: «پروازهای بین استرالیا و نیوزیلند به دلیل رزمایشهای با گلوله واقعی چین در دریای تاسمان تغییر مسیر داد». رسانه آمریکایی The Hill گزارش داد: «استرالیا اعلام کرده است که چین به هواپیماهای عبوری هشدارهای نگرانکنندهای درباره رزمایش با گلوله واقعی داده است». علاوه بر پوشش رسانهای گسترده، سیاستمداران و رسانههای استرالیا و نیوزیلند نیز واکنشهای مشابهی داشتند. به نظر میرسد که بازی دوگانه این کشورها به خوبی در حال اجراست:
وزیر امور خارجه استرالیا، پنی وانگ ، در مورد رزمایش تاریخی ناوگان 055 نیروی دریایی چین در آبهای بینالمللی در شرق استرالیا، از وزیر امور خارجه چین، وانگ یی ، سؤالاتی را مطرح کرد. ریچارد مارلز، معاون نخستوزیر و وزیر دفاع استرالیا ، اظهار داشت که با اینکه این رزمایش مطابق با قوانین بینالمللی است، چین «به بهترین روشها اقدام» نکرده و رزمایش آن تأثیراتی بر عملیات هوانوردی تجاری داشته است. جودیث کالینز، وزیر دفاع نیوزیلند ، گفت: «ناوگان نیروی دریایی چین دارای سلاحهایی با قدرت فوقالعاده است». رسانههای استرالیایی به طور مداوم درباره رزمایش ناوگان 055 نیروی دریایی چین گزارش میدهند و بارها بر این نکته تأکید کردهاند که این رزمایش باعث تغییر مسیر چندین پرواز مسافری شده است.
در شبکههای اجتماعی، تعدادی از استرالیاییها اظهار کردهاند که چین چرا باید تا این حد از مرزهای خود دور شود تا قدرت نظامیاش را نشان دهد؟ در حالی که برخی از نیوزیلندیها نیز از این اتفاق ناراحت شده و خواستار تحریم محصولات چینی توسط استرالیاییها و نیوزیلندیها شدهاند.
هشدار چین: چرا استرالیا و نیوزیلند از این مانور به عنوان تهدید یاد میکنند؟
این بار چین در تمرینات نظامی خود در دریاهای آزاد، به طور خاص در رزمایش شلیک واقعی در نزدیکی استرالیا و نیوزیلند، توجهات زیادی را جلب کرد. رسانهها و مقامات مختلف، به ویژه در استرالیا و نیوزیلند، این رزمایش را تحت عنوان تهدیدی برای امنیت پروازهای تجاری و بدون اطلاع قبلی از سوی چین گزارش کردند. اما پس از واکنش وزارت دفاع چین که اعلام کرد پیش از رزمایش طبق رویههای بینالمللی اطلاعرسانی کرده بود، مواضع مقامات استرالیایی به شکلی مبهم و ناراحتکننده تغییر کرد.
در همین حال، هیچ اشارهای به واقعهای که در تاریخ 26 مه 2022رخ داده و در آن یک هواپیمای گشتزنی استرالیایی مدل P-8 وارد حریم هوایی جزایر جنوبی چین شده بود، نشد. این هواپیما توسط دو جنگنده چینی J-16 مورد رهگیری قرار گرفت و در نهایت مجبور به عقبنشینی شد. با این حال، وزارت دفاع استرالیا به جای پذیرفتن اشتباه خود، چین را به بیاحتیاطی در مواجهه با این حادثه متهم کرد.
اگر اینها «گشتزنیهای عادی» استرالیا بود، پس باید بپذیریم که نیروی دریایی چین هم به حق و با رعایت قوانین بینالمللی در حال انجام تمرینات خود در نزدیکی استرالیا است. مکان رزمایش ناوگان 055 چین حدود 350 مایل دریایی از سواحل استرالیا دورتر بود و به وضوح از مرزهای دریایی استرالیا و حتی از محدوده اقتصادی ویژه این کشور فراتر رفته است؛ به عبارت دیگر چین در آبهای بینالمللی و خارج از حاکمیت استرالیا اقدام به برگزاری رزمایش کرده است.
سلاحهایی که ناوگان 055 چین به همراه دارد، به طور قابل توجهی برای استرالیا و نیوزیلند نگران کننده است. موشکهای هایپرسونیک YJ-21 با برد 1500 کیلومتر، نه تنها برای ارتش استرالیا قابل مقابله نیست، بلکه حتی ارتش آمریکا نیز قادر به مقابله با آنها نخواهد بود. وزیر دفاع نیوزیلند، جودیث کالینز، بیان کرده است که سلاحهای موجود در ناوهای 055 بسیار قدرتمند هستند و نیوزیلند درخواست کرده است که چین اطلاعات بیشتری در این زمینه ارائه دهد، اما این درخواست توسط چین نادیده گرفته شد.
در حال حاضر، استرالیا و نیوزیلند در موقعیتی دشوار و پیچیده قرار دارند، چرا که چین هیچگونه اطلاعرسانی رسمی در خصوص فعالیت ناوگان 055 خود در دریای تاسمان به این دو کشور نکرده است. از آنجایی که این اقدامات کاملاً مطابق با قوانین بینالمللی است، این دو کشور عملاً هیچگونه اختیاری برای واکنش ندارند. با وجود فاصله بیش از 8000 کیلومتری بین چین و دریای تاسمان، چین این ظرفیت را دارد که به طور منظم در این منطقه رزمایشهای نظامی برگزار کند. هدف از این اقدام چین، به وضوح یادآوری قدرت و نفوذ نیروی دریایی این کشور به ارتش استرالیا است، هرچند که به نظر میرسد استرالیا هیچگاه از این یادآوریها عبرت نمیگیرد.
وقتی چین به قدرت بازمیگردد: چه کسی اولین قربانی خواهد بود؟
در حقیقت، نحوه نمایش قدرت چین در حال حاضر با گذشته تفاوتهایی عمده دارد. پیشتر، چین کمتر اقداماتی انجام میداد که استرالیا را تحریک کند، حتی زمانی که استرالیا تحت تاثیر ایالات متحده در دریای شرق، تنگه تایوان و دریای جنوبی چین به اصطلاح آزادی ناوبری و گشتزنی انجام میداد، چین معمولاً تنها آنها را از منطقه اخراج میکرد.
برای مثال، روابط چین و استرالیا در سال 2018 و با انتخاب اسکات موریسون به عنوان نخستوزیر استرالیا به یکی از بهترین دورانهای خود رسید. با این حال، موریسون به سرعت سیاستهای ایالات متحده را دنبال کرد و مجموعهای از سیاستهای ضدچینی را به اجرا گذاشت. این امر منجر به سرد شدن روابط دو کشور شد و صادرات کالاهایی همچون نوشیدنی، میوههای دریایی و گوشت استرالیا به چین به شدت کاهش یافت، بهگونهای که اقتصاد استرالیا تحت فشار قرار گرفت.
پس از روی کار آمدن آنتونی آلبانیز، نخستوزیر جدید استرالیا ، تلاشهایی برای ترمیم روابط میان چین و استرالیا صورت گرفت. این تلاشها در حال حاضر برخی نتایج مثبت به همراه داشته است و محصولات کشاورزی استرالیا دوباره به بازار چین راه یافتهاند. با این حال، ایالات متحده همواره از بهبود روابط چین و استرالیا ناراضی بوده و تلاش کرده است تا این روند را مختل کند. در گذشته، چین این مسائل را بهطور معمول نادیده میگرفت و بیشتر به ابراز نگرانی بسنده میکرد، اما این بار شرایط متفاوت است. چین مصمم است تا به کسانی که قصد دارند روابط دو کشور را مختل کنند، نشان دهد که تنها ایالات متحده نیست که باید مورد توجه قرار گیرد؛ بلکه چین نیز قدرتی جدی در این عرصه است.
آلبانیز به خوبی از وضعیت فعلی روابط چین و استرالیا آگاه است. با وجود اینکه حزب کارگر استرالیا این اقدام را به عنوان یک تحریک میبیند، او در مصاحبهای که از شبکه ABC استرالیا پخش شد، اظهار کرد: «چین به وضوح از قوانین بینالمللی پیروی کرده است و مهم است که این واقعیت به وضوح بیان شود».
این نشان میدهد که او از وضعیت آگاه است و تمایلی به تشدید بیشتر اوضاع ندارد.

بازتعریف چین از قدرت نظامی در دوران جدید
با گذشت زمان و تغییر شرایط، چین امروز به روشی که غرب میتواند آن را درک کند، قدرت خود را نشان میدهد. در سطح جهانی، چین به صورت قانونی و مطابق با اصول بینالمللی، حضور نظامی خود را به نمایش میگذارد، همانطور که اخیراً در رزمایشهای واقعی در دریای تاسمان شاهد بودیم.
این اقدام نیروی دریایی چین موجب تشدید نگرانیهای غربی شده است. برای استرالیا و نیوزیلند، این وضعیت بسیار دشوار است. آنها در برابر اقدام قانونی چین، نه تنها قادر به ممانعت از آن نیستند، بلکه هیچگونه ابزار مؤثری برای مقابله با آن نیز در اختیار ندارند.
نیروی نظامی استرالیا اگرچه در سطح منطقهای به عنوان یک نیروی برتر شناخته میشود، اما در مقایسه با نیروی دریایی چین، از نظر اندازه و تکنولوژی تجهیزات همچنان فاصله زیادی دارد. نیروی نظامی نیوزیلند نیز بسیار محدودتر است و قادر به تهدید جدی علیه نیروی دریایی چین نیست.
ایالات متحده، به عنوان رهبر غرب نیز در برابر گسترش نظامی چین دچار نوعی ناتوانی در واکنش شده است. با وجود اینکه ایالات متحده پایگاههای نظامی زیادی در سطح جهانی و قدرت نظامی عظیمی دارد، اما در سالهای اخیر، بسیاری از منابعش در عملیاتهای نظامی در خاورمیانه مصرف شده است که باعث شده در مواجهه با ظهور قدرت نظامی چین، توان کافی برای پاسخگویی نداشته باشد.
آمریکا به جای اتخاذ استراتژی مقابله مستقیم، همچنان در پیچ و خم مسائل جهانی درگیر است. این مجموعه اقدامات نیروی دریایی چین به نوعی یک پیام قوی است که توازن پیشین در بازیهای نظامی بینالمللی را بر هم زده است.
تغییر بازی در میدان نبرد؛ چین با چه سلاحهایی وارد رقابت شده است؟
در سالهای اخیر، چین با پیشرفتهای سریع و گسترده در حوزه فناوریهای نظامی و علمی، توجه جهانی را به خود جلب کرده است. این کشور با سرمایهگذاری عظیم در صنایع دفاعی و تکنولوژیهای پیشرفته، مسیر خود را برای تبدیل شدن به یکی از بزرگترین قدرتهای نظامی جهان هموار کرده است.
چین چه برگهای برندهای در اختیار دارد؟
در این رقابت جهانی، چین همچنان برگهای برنده متعددی در دست دارد. از پیشرفت در جنگندههای نسل ششم گرفته تا فناوریهای هوش مصنوعی و انرژیهای نوین، این کشور به سرعت در حال تغییر موازنه قدرت در سطح بینالمللی است.
نسل ششم جنگندهها؛ یک جهش راهبردی
یکی از مهمترین پیشرفتهای چین، توسعه جنگندههای نسل ششم است که از نظر فناوری، یک نسل جلوتر از ایالات متحده محسوب میشود. این جنگندهها با قابلیتهای پیشرفته در پنهانکاری، مانورپذیری و سیستمهای جنگ الکترونیکی، توازن قدرت هوایی را به نفع چین تغییر دادهاند.
افزایش تواناییهای شناسایی با پهپادهای هشدار زودهنگام
پهپادهای پیشرفته چین، بهویژه پهپادهای هشدار زودهنگام، توانایی بیسابقهای در رصد مناطق وسیع و شناسایی تهدیدات دارند. این پهپادها با مداومت پروازی بالا و قدرت استتار بیشتر، امکان دریافت و انتقال اطلاعات تاکتیکی دقیقتری را فراهم کرده و به ارتش چین برتری اطلاعاتی در میدانهای نبرد میدهد.
همجوشی هستهای؛ انقلابی در تأمین انرژی نظامی
پیشرفت چین در فناوری همجوشی هستهای نه تنها آینده انرژی این کشور را تضمین میکند، بلکه میتواند تحول عظیمی در تجهیزات نظامی ایجاد کند. تأمین انرژی پایدارتر و قدرتمندتر برای تسلیحات پیشرفته، به چین این امکان را میدهد که در عملیاتهای بلندمدت، قدرت نظامی خود را حفظ کند.
هوش مصنوعی؛ شکستن انحصار آمریکا
چین در حوزه هوش مصنوعی نیز با سیستم DeepSeek وارد رقابت جدی با آمریکا شده است. این فناوری، که از الگوریتمهای پیشرفته و عملکردی بینظیر برخوردار است، توانسته است به چالشی برای برتری ایالات متحده در این حوزه تبدیل شود. با ورود شرکتهای بزرگ جهانی به اکوسیستم فناوری چین، این کشور بهسرعت در حال گسترش نفوذ خود در حوزه هوش مصنوعی است.

آیا آمریکا میتواند واکنش مناسبی نشان دهد؟
با سرعت چشمگیر پیشرفت چین در حوزه فناوریهای نظامی، ارتش آمریکا با چالشهای جدی روبهرو شده است. واشنگتن که همواره به برتری تکنولوژیکی خود در میدان نبرد متکی بوده، تاکنون تجربه جنگیدن در شرایطی که از نظر فناوری در جایگاه پایینتری قرار داشته باشد، نداشته است.
اکنون با ظهور جنگندههای نسل ششم چین و سایر پیشرفتهای نظامی، ساختار سنتی تاکتیکی ارتش آمریکا ممکن است دچار فروپاشی شود. هرچند دولت و پنتاگون سرمایهگذاریهای گستردهای در تحقیق و توسعه نظامی انجام دادهاند، اما پیچیدگی و زمانبر بودن این فرآیندها باعث شده است که در کوتاهمدت دستیابی به پیشرفتهای اساسی برای ایالات متحده دشوار باشد.
توانمندیهای جدید چین در حوزههای هوایی، دریایی و فناوریهای نوین، نه تنها آمریکا بلکه بسیاری از کشورهای غربی را وادار کرده تا در استراتژیهای دفاعی خود بازنگری کنند. در آیندهای نهچندان دور، این فناوریهای نوین میتوانند بهطور کامل قواعد بازی نظامی در جهان را تغییر دهند.
تغییر معادلات جهانی؛ تقسیم اوکراین میان آمریکا و روسیه و نگرانی اروپا
در حالی که توجه جهان به پیشرفتهای نظامی چین معطوف شده، در عرصه بینالمللی تحولات مهمی در حال وقوع است. گزارشها حاکی از آن است که آمریکا و روسیه مذاکرات محرمانهای انجام دادهاند که نتایج آن میتواند معادلات سیاسی و امنیتی اروپا را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
بر اساس این توافق، آمریکا با استفاده از نفوذ خود در حوزههای مالی و سیاسی، با برخی گروههای ذینفوذ در اوکراین به توافق رسیده و امتیاز استخراج منابع معدنی غنی این کشور را به دست آورده است. در مقابل، روسیه با پیشرویهای نظامی خود در شرق اوکراین، موفق به کنترل مناطقی با اهمیت راهبردی شده است.
نکته مهم و بحثبرانگیز این است که اروپا در این مذاکرات هیچ نقشی نداشته و عملاً کنار گذاشته شده است. این مسئله خشم کشورهایی مانند آلمان را برانگیخته، اما وابستگی اروپا به حمایت نظامی آمریکا مانع از واکنش جدی شده است. کشورهای اروپایی بهویژه آلمان که وابستگی قابلتوجهی به انرژی روسیه دارد، از تغییر احتمالی معادلات انرژی نگران هستند، چراکه هرگونه تغییر در تأمین انرژی، میتواند ضربهای سنگین به اقتصاد آلمان وارد کند. علاوه بر آلمان، کشورهایی همچون فرانسه و ایتالیا نیز با چالشهای مشابهی روبهرو هستند.
مقامات اروپایی طی روزهای اخیر دو نشست اضطراری برگزار کردهاند و در هر دو مورد، تصمیم بر ادامه حمایت از اوکراین و حتی اعزام نیرو به این کشور گرفته شده است. اما آمریکا هیچ توجهی به این درخواستها نشان نداده است. مدیرعامل شرکت ساخت تجهیزات دفاعی آلمانی راینمتال ، آرمین پاپرگر ، در اظهاراتی بیپرده اعلام کرد که «اروپا در مذاکرات صلح اوکراین، مانند یک کودک کنار گذاشته شده است».
در همین راستا، یک خبرنگار آلمانی از مقامات فیلیپین پرسید که «اکنون که اوکراین میان آمریکا و روسیه تقسیم شده، آیا فیلیپین همچنان قصد دارد چین را به چالش بکشد؟» وزیر خارجه فیلیپین با تردید پاسخ داد: « ما به آمریکا اعتماد داریم!»
اما این اعتماد چه ارزشی دارد؟ اوکراین نیز روزی به آمریکا و بایدن ایمان داشت و نتیجه چه شد؟ صدها هزار کشته، از دست دادن دهها هزار کیلومتر مربع از خاک خود، و بدهی 500 میلیارد دلاری، تنها برای آنکه سرانجام میان آمریکا و روسیه تقسیم شود!
آمریکا درگیر بحران داخلی؛ قدرت جهانی در وقفهای موقت
آمریکا در حال حاضر بیش از هر چیز گرفتار نزاعهای داخلی است. دونالد ترامپ با تمام توان در حال مبارزه با دموکراتهاست و به نظر میرسد که حزب دموکرات بهشدت آسیب دیده است. نانسی پلوسی، اوباما و کلینتون همگی تحت فشار شدید قرار گرفتهاند. از 20ژانویه، زمانی که ترامپ مجدداً روی کار آمد، در کمتر از دو ماه، تحولات شدیدی در سیاست داخلی آمریکا رخ داده است.
آمریکا نهتنها با درگیریهای داخلی مواجه است، بلکه هنوز هم اروپا و ترامپ نتوانستهاند به یک سیاست هماهنگ در مورد آینده روابط بینالملل برسند. با توجه به این شرایط، حداقل برای چند ماه آینده یک خلأ قدرت جهانی پدید خواهد آمد.این همان فرصتی است که شاید پیش از این هرگز وجود نداشته است!
چین در مسیر جدید؛ چه کسی سد راه قدرت نوظهور خواهد شد؟
در این فضای متحول، چین رویکرد خود را تغییر داده و اکنون بر اساس واقعیتهای نظم جهانی جدید عمل میکند. دیگر رویکردهای گذشته جایی ندارند، زیرا بقای یک قدرت نوظهور در نظم جنگلگونه جهانی، نیازمند روشهای جدید است.
اما سؤال اساسی این است: چه کسی آنقدر ناآگاه است که بهعنوان آخرین مانع در مسیر چین قرار گیرد و خود را در این راه قربانی کند؟
هرچه باشد، نظم جهانی در حال تغییر است و چین با گامهای استوار، در مسیر جدید خود حرکت خواهد کرد، بیآنکه منتظر تأیید یا حمایت دیگران باشد.
ادامه دارد