بزرگنمايي:
پیام خراسان - یک روز از دل تقویم سر برآورد، با دستانی پر از سبزه و لبخندی که بوی بارانهای نخستین بهار را داشت. نسیم نوازشش میکرد، زمین آغوشش را برایش گشوده بود و شاخههای نورسته با شوقی کودکانه به استقبالش میآمدند در حالیکه این روز همیشه چنین نبود.
سیزدهم فروردین، پیش از آنکه «روز طبیعت» شود، تنها یک عدد بود؛ عددی که در ذهن مردمان کهن، پردهای از رمز و راز بر چهره داشت، برخی از آن پرهیز میکردند، برخی در آن نشانی از ناشناختهها میدیدند.
بیشتر بخوانید: اخبار روز خبربان
اما طبیعت، بیاعتنا به این باورها، هرسال در این روز جان تازهای میگرفت و سبزتر میشد انگار آدمی را به سوی خود فرا میخواند. چه شد که این روز از یک عدد ساده، به جشنی بدل شد که مردم با اشتیاق برایش برنامه میچینند؟ چه رازی در آن نهفته است که دل را هوایی دشت و دمن میکند، آدمها را از خانه بیرون میکشد و دستها را به گره زدن سبزه وا میدارد .
عددی که طبیعت را آزاد کرد
در باورهای ایران باستان، عدد سیزده نه تنها نحس نبود، بلکه نماینده گذر از نظمی قدیمی به نظمی تازه بود. دوازده ماه سال تمام میشد و سیزده، آغاز رهایی از چارچوبهای ثابت زندگی بود. این همان روزی بود که انسان خود را از قید و بندهای خانه و شهر آزاد میکرد و پا به دامن طبیعت میگذاشت. اما ماجرا فقط این نبود؛ سیزدهم فروردین جایی بود که جهان از نو جان میگرفت. در اسطورههای ایرانی، فروردینماه زمانی بود که زمین، پس از خواب طولانی زمستان، نفس میکشید و نیروهای کیهانی به تعادل میرسیدند.
جشنی که از شاهان تا مردم کوچه و بازار را گرد هم آورد
از دوران هخامنشیان تا ساسانیان، رسم بود که شاه و مردم در نوروز دوازده روز جشن میگرفتند اما در روز سیزدهم، مردم از خانههایشان بیرون میآمدند و به آغوش دشتها و باغها پناه میبردند. مردمان برای اینکه سالی پر از باران و سرسبزی داشته باشند، سبزههای نوروزی را به آب میسپردند. در واقع، این مراسم نوعی نیایش پنهان برای برکت و باروری زمین بود.
اما شاید مهمترین تغییری که این روز در دوران معاصر به خود دید، رسمی شدن آن در تقویم ایران بهعنوان «روز طبیعت» بود. در دوران معاصر، این سنت دیرینه که نسلها آن را حفظ کرده بودند، هویتی نو گرفت و رسماً بهعنوان روزی برای همزیستی با طبیعت شناخته شد. در دهه 1370 خورشیدی، این روز رسماً وارد تقویم رسمی کشور شد و عنوان «روز طبیعت» را به خود گرفت، تا یادآور پیوند دیرینه ایرانیان با سرزمینشان باشد.
البته این نامگذاری با هدف حفظ محیط زیست و ترویج فرهنگ احترام به طبیعت انجام شد، چرا که در این روز مردم بهصورت سنتی به دامان طبیعت میروند. با افزایش نگرانیها درباره آسیبهای زیستمحیطی، مانند زبالهریزی و تخریب منابع طبیعی، این تغییر بهعنوان راهی برای تشویق رفتار مسئولانهتر در قبال طبیعت مطرح شد و سیزده به در علاوه بر یک آئین کهن، هویتی ملی و محیطزیستی به خود گرفت.

از گره زدن تا رها کردن؛ آیینهایی که همچنان زندهاند
سیزده به در، یک فلسفه دارد: رها شدن! این رهایی گاه در گره زدن سبزهها تجلی پیدا میکند، جایی که دستهایمان را در هم میتنیم و آرزوهایمان را به سرنوشت گره میزنیم، و گاه در خندیدنهای رها و بدون قید و بند، در دشتهایی که صدای قدمهای اجدادمان را در خود حفظ کردهاند. از گذشته تا امروز، هر نسل به شیوهای این روز را جشن گرفته است؛ برخی با پختن آش و برخی هم با جمعهای دوستانه و خانوادگی که در دل جنگلها و کنار رودخانهها است.
سیزده به در، داستانی است که دههها بازگو شده و در هر دوره، رنگی تازه به خود گرفته است و سنتی که امروز هم همچنان به دامن طبیعت میرویم، سبزهها را به آب میسپاریم و زیر آسمان بهاری مینشینیم، در واقع بخشی از این داستان کهن را زنده نگه میداریم. این روز، تنها یک روز نیست؛ یک میراث است، یک جشن بیپایان که از دل تاریخ برخاسته و در رگهای سرزمینمان جاری است.
رسم و رسوم عجیب و جالب سیزده به در؛ از گره زدن تا دروغ سیزده!
سیزده به در فقط یک روز برای رفتن به طبیعت نیست؛ پشت آن، آئینها و باورهایی نهفته است که بعضیشان چنان عجیب و جالباند که وقتی بشنوید، شاید با خودتان بگویید: «یعنی واقعاً مردم این کارها را میکردند؟»
جالب است بدانید که در گذشته، گره زدن سبزه فقط برای آرزوی ازدواج نبود. در برخی مناطق ایران، زنانی که بچهدار نمیشدند سبزهای را گره میزدند و آرزو میکردند که سال بعد فرزندی داشته باشند. یا برخی از مردم برای دور شدن نحسی از آنها سبزه گره میزدند
دروغ سیزده؛ شوخیای که پایش به غرب هم باز شد!
«دروغ اول آوریل» را حتماً شنیدهاید، اما شاید ندانید که «دروغ سیزده» در ایران بسیار قدیمیتر از این سنت غربی است! در گذشته، مردم در روز سیزده فروردین شوخیهایی میکردند که گاهی کاملاً جدی به نظر میرسیدند. مثلاً به کسی میگفتند: «دیدی فلانی دیشب گنج پیدا کرد؟» و وقتی فرد باور میکرد، با خنده میگفتند: «سیزده به دره، دروغ سیزده بود!»این رسم هنوز هم در بین ایرانیان رایج است اما کمتر کسی میداند که قدمت آن به چند دهه پیش برمیگردد.
بارانآوری با ریختن آب روی یکدیگر
در برخی مناطق ایران مردم در سیزده به در روی یکدیگر آب میریختند تا باران بیشتری ببارد. این کار را مخصوصاً کودکان انجام میدادند، چون اعتقاد داشتند که معصومیتشان باعث میشود دعاهایشان زودتر مستجاب شود.

خوردن کاهو سکنجبین
اگر دقت کرده باشید، یکی از خوراکیهای ثابت سیزده به در، کاهو و سکنجبین است. اما چرا؟ در گذشته اعتقاد داشتند که با آمدن بهار مزاج بدن گرم میشود و ممکن است باعث بیماری شود. کاهو، که طبعی سرد دارد، به همراه سکنجبین (ترکیبی از سرکه و عسل) یک تعادل در بدن ایجاد میکرد تا از گرمازدگی جلوگیری کند.
جالب است بدانید که در برخی مناطق، خوردن کاهو و سکنجبین را نوعی «پاکسازی بدن» از انرژیهای منفی میدانستند.
پرتاب سنگ؛ خداحافظی با بدشانسی
در گذشته برخی از مردم در سیزده به در سنگی را که از قبل آماده کرده بودند، به داخل آب یا دشت پرتاب میکردند و زیر لب میگفتند: «بدیها بره، خوبیها بیاد!» این رسم در برخی مناطق با پرتاب کفش کهنه یا یک تکه لباس قدیمی هم انجام میشد. مردم باور داشتند که با این کار، بدشانسی سال گذشته را از خود دور میکنند.

کد خبر 6423416