کتاب رود گولیت (11): کلک لسترسیتی و ناکامی تیکی تاکا در آلمان
ورزشی
بزرگنمايي:
پیام خراسان - گولیت در این فصل از کتابش، از ترفند لسترسیتی و تلاشهای ناموفق برای کپیبرداری از سبک بازی بارسلونا برای ما میگوید.
در دهمین قسمت از کتاب رود گولیت، او به بازی مالکانه و مفهوم «تسلط» در فوتبال پرداخت. او بهطور مشخص، لوئیس فن خال در دوران حضورش در منچستریونایتد را برای ما مثال زد. حالا به ادامه داستان میرسیم.
بیشتر بخوانید: اخبار روز خبربان
ضدحمله به نظر من اگر کیفیت بازی مالکانه در فوتبال را دارید، باید بتوانید ضدحمله بزنید. لسترسیتی در فصل 2015/16 بهتر از هر باشگاه دیگری در لیگ برتر، هر دوی این جهانها را به بهترین شکل ترکیب کرد. مربی ایتالیایی آنها، کلودیو رانیری، دفاعی نفوذناپذیر ساخت و مهاجم فوقسریع خود، جیمی واردی را، به پشتوانه معمار تیمش یعنی ریاض محرز، به فضاهای باز بین خطوط حریف فرستاد. بسیاری از آن حریفان، روی کاغذ از لستر سیتی بهتر بودند. تا اواخر فصل، باشگاههای دیگر همچنان به برتری فرضی خود تکیه میکردند و بر اساس آن عمل میکردند: متکبر، مغرور و خودبزرگبین. در همین حال، لستر سیتی بارها و بارها از این نگرش آنها، سود میبرد.
آن باشگاه، بهویژه مربی و بازیکنانش، ثابت کردند که با یک سازمان دفاعی مستحکم، کمی جدیت، چند مهاجم فوقسریع و یک بازیکن خلاق، میتوان راه درازی را پیمود. حتی در لیگ برتر، یا به قول خودشان: «بزرگترین رقابت جهان». باشگاههای بزرگ هر بار در همان تله لستر سیتی گرفتار میشدند. ترفند این بود که به طرف مقابل اجازه دهند فکر کند بازی را تحت تسلط دارد و بنابراین از لستر بهتر است.
حریفان با دستکم گرفتن لستر، حمله میکردند و دفاع تیم را، که به گمان آنها ضعیفترین حلقه بود، به چالش میکشیدند. این دقیقاً همان چیزی بود که مدافعان لستر سیتی میخواستند. آنها بیدلیل دور محوطه جریمه خودشان نمیماندند. در آنجا احساس امنیت و راحتی میکردند، چون پشت سرشان فضای کمی وجود داشت. این به واردی، محرز، دنی درینکواتر و انگولو کانته تمام فضایی که برای بازی مورد علاقهشان، یعنی ضدحمله، نیاز داشتند را میداد و آنها بین خطوط حریف جولان میدادند. بدین ترتیب حتی منچسترسیتی که در خانهاش به سبکی فوقالعاده مالکانه بازی میکرد، برابر آنها شکست تحقیرآمیزی با نتیجه 3-1 متحمل شد.
در آن فصل هیچ مربی دیگری در لیگ برتر به اندازه رانیری از بازیکنانش بهره نبرد و این چیزی است که در مربیگری اهمیت دارد. اگر بتوانید این کار را انجام بدهید و با این حال ببازید، میدانید که با تیمی باکیفیت روبرو بودهاید. نکته دیگر این است که باید با تمام توان تا آخر بجنگید.
ویدیو؛ جشن قهرمانی لسترسیتی در لیگ برتر انگلیس
اغلب تیمی که بیشتر اوقات توپ را در اختیار دارد، تیم غالب به نظر میرسد. اما ظاهر میتواند فریبنده باشد: مالکیت، همان بردن نیست. گاهی تیمی به طرف مقابل اجازه میدهد توپ را نگه دارد، چون وقتی بازیکنان در فضایی محدود مجبور به خلق گزینه میشوند، کار سختتر است و برای تیمی که توپ را ندارد، واکنش نشان دادن با تمام آن فضای اضافی پیش رو، آسانتر خواهد بود.
در گذشته، آرسنال بیش از هر چیزی، در ضدحمله زدن تبحر داشت. آنها در بهترین دوران خود، با دیوید سیمن، تونی آدامز، مارتین کیون، پاتریک ویرا، امانوئل پتی و تیری آنری که محور تیم را تشکیل میدادند، کیفیتی بیش از لستر سیتی سال 2016 داشتند. آرسنال میتوانست با سه پاس به سمت دیگر زمین برسد. سیستم آنها برای آنری، که سرعتش او را به مهاجمی ایدهآل برای هدایت خط حمله تبدیل کرده بود، کاملاً مناسب بود. آرسنال زمانی به کسلکننده بودن معروف بود، اما در این دوره به لطف هنرنمایی درخشان برکمپ، اراده آدامز، کیون، پتی و ویرا، و سرعت و غریزه کشنده آنری، این لقب را از اذهان پاک کرد.
گمان میکنم آرسن ونگر پس از مدتی، عاشق بازی بارسلونا شد؛ بیش از حد عاشق. فکر میکنم او میخواست آرسنال به سبک بارسا بازی کند و به همان سطح کاتالانها برسد؛ چیزی که او فوتبال جدید مینامید. قابل تحسین، اما پرریسک. به نظرم ونگر برای تحقق برنامهاش برای بازی به آن سبک، سراغ نوع خاصی از بازیکنان رفت.
اما او یک قانون ساده را فراموش کرد: بارسلونا، بارسلوناست و آرسنال، آرسنال. مقایسه دو تیم بیفایده است؛ تلاش برای کپی کردن یک تیم دیگر محکوم به شکست است. اینطور شد که آرسنال در میانه راه گیر کرد و ونگر هرگز نتوانست سبک فوتبال بارسلونا را تکرار کند. این سادهلوحی است که تصور کنید خرید بازیکنانی از همان نوع، به شما اجازه میدهد همان نوع فوتبال را بازی کنید. تفاوت بین سبک بازی در لیگ برتر و لیگ اسپانیا بسیار زیاد است. نمیتوان آنها را مقایسه کرد. فوتبال انگلیس قدرتی و فیزیکی، همراه با تحرکات زیاد است؛ در اسپانیا آنها فوتبال تکنیکیِ تیکیتاکا را بر اساس بازی مالکانه ارائه میکنند.
تیکیتاکا در آلمان خود پپ گواردیولا متوجه شد که تکرار سبک بازی بارسلونا چقدر دشوار است. دیدگاه او، که ایدههای یوهان کرایوف را توسعه داده، در بازی بارسلونا گنجانده شده بود و او وقتی از بارسا به بایرن مونیخ رفت، فکر کرد میتواند دو عنصر دیگر را به آن اضافه کند: ذهنیت و اراده آلمانی.
اما این بازیکنان هستند که باید کار را انجام دهند. گواردیولا در حضور آرین روبن و فرانک ریبری، دو بازیکن فوقالعاده دارد. در اولین فصل از سه فصلش، گواردیولا تا نزدیکی سطح بالای تیم قبلیاش پیش رفت؛ مثل آن بازی خارج از خانه در مرحله گروهی لیگ قهرمانان مقابل منچسترسیتی. اما گواردیولا و بازیکنانش نتوانستند آن استاندارد را برای مدت طولانی حفظ کنند. به آن نزدیک شدند، اما نتوانستند با آن برابری کنند چون بازیکنان کلیدی سیستمشان، روبن و ریبری، به دلیل مصدومیت بازیهای زیادی را از دست دادند. قهرمانی در لیگ قهرمانان دور از دسترس به نظر میرسید. حتی اگر بایرن مونیخ باشید، جایگزین کردن بازیکنانی با آن سطح آسان نیست. آنها که نتوانسته بودند پنج بازیکن برتر جهان را جذب کنند، داگلاس کوستا و کینگزلی کومان را برای زمانهایی که دو ستارهشان غایب بودند، به خدمت گرفتند.
حرکت و ضدحرکت بهترین مکان برای تحلیل یک بازی، ورزشگاه است. آنجا میتوانید کل زمین، از جمله فضاهای باز را ببینید. چنین کاری در تلویزیون سختتر است، گرچه معمولاً میتوان نیت یک تیم را خیلی سریع سنجید.
مثلاً، بازیسازی از عقب تیمهایی همچون رئال مادرید یا بایرن مونیخ را در نظر بگیرید. در آنجا، مدافعانی مثل مارسلو از رئال و داوید آلابا از بایرن شبیهاند: شاید در دفاع خیلی محکم نباشند، اما وقتی از پست دفاع چپ در کنارهها نفوذ میکنند، تفاوت را در فاز تهاجمی ایجاد میکنند. هر تیمی میداند که رئال و بایرن از راست بازیسازی میکنند و در نهایت توپ به مارسلو و آلابا در سمت چپ میرسد تا آن را ارسال کنند.
مربیان تیمهای مقابل، باید راهحلهای تاکتیکی پیدا کنند. مارسلو و آلابا را آزاد بگذارید تا حمله را از عقب سازماندهی کنند. جایی که توپ است، بیشتر بازیکنان آنجا متمرکزند. این یعنی آنها از دروازه مقابل دورند و در این شرایط باید آسان باشد که بتوانید یک دفاع سازمانیافته ایجاد کنید. آنقدر سازمانیافته، که وقتی حریف جلو میآید، مهاجمانشان نتوانند نفوذ کنند. اگر حمله از چپ طراحی شود، مهاجم یا وینگر راست تقریباً همیشه آخرین حلقه زنجیر است. این راهی برای کنترل تیم مقابل و کم کردن زهر بازیشان ارائه میدهد.
مارسلو و داوید آلابا میتوان گفت «مأموریت انجام شد». اما این یک توهم است اگر فکر کنید میتوانید این روند را برای نود دقیقه حفظ کنید. گذشته از آن، باشگاههای ممتازی مثل بایرن و رئال، مجموعهای از گزینهها را در اختیار دارند که متناسب با کیفیت بازیکنان در دسترسشان تنظیم شده است. البته اگر استراتژی تهاجمی مورد علاقهشان را مسدود کنید، مسلماً برایشان ناامیدکننده خواهد بود.
طرحها و آرایشهای تاکتیکی مثل این، اغلب برای تیمهای کمتر برخوردار حیاتی است و وقتی با حریفان قویتر روبرو میشوند، راه نجاتی برایشان فراهم میکند. به هر حال، نمیتوانید بگویید: «تا وقتی به سبک خودمان بازی کنیم، نتایج از راه خواهند رسید». روال کار اینطور نیست. باید سازگار شوید، گرچه این هم تضمینی نیست.
چگونه بازی مدافعان را تماشا کنیم وقتی مدافعان را تماشا میکنید، باید ارزیابی کنید که چگونه به حریفانشان و همچنین توپ واکنش نشان میدهند. مدافعان ضعیف معمولاً روی توپ تمرکز میکنند. اگر مهاجمی از مدافع راست یا چپ عبور کند، واکنش طبیعی مدافع این است که روی بازیکنی که توپ را در کنارهها دارد تمرکز کند، اما خطر واقعی جای دیگری است. خطر، بازیکنی است که به سمت دروازه میدود تا گل بزند. بهعنوان یک مدافع، تمرکزت نباید فقط روی جایی باشد که توپ است: باید یک چشم هم به بازیکنان دیگری که جلو میآیند داشته باشی. مدافعان امروزی اغلب این کار را نمیکنند. باورنکردنی است که چه تعداد مدافع اجازه میدهند مهاجمان از دستشان در بروند.
این اتفاق برای مدافعان ایتالیایی بهندرت رخ میدهد. آنها تقریباً همیشه میدانند توپ کجاست، اما بقیه تمرکزشان کاملاً روی حریفانشان است. این بخشی از غریزه و تمرین آنهاست. جورجو کیهلینی، مدافع چپ یوونتوس و ایتالیا، استاد این کار است. تنها دغدغه او این است که چگونه با تهدید جلوی دروازه کنار بیایم.

ساده است: مدافعان روی توپ تمرکز داشتند و بیش از حد از مسی یا رونالدو دور بودند، آن هم بهجای اینکه به آنها بچسبند. بهترین مدافعان، آنهایی هستند که همیشه با حریفشان در تماساند. نمیتوانید یار حریف را نگه دارید، چون نمیخواهید پنالتی بدهید. اما همیشه تماس فیزیکی وجود دارد تا بدانید مهاجمتان کجاست. گرچه هرگز نمیتوانید تهدید یک بازیکن را کاملاً حذف کنید، کار مدافع این است که خطر را به حداقل برساند. کسی که به توپ نگاه میکند، فرصتی طلایی در اختیار مهاجم حریف قرار میدهد.
این داستان ادامه دارد...
داغترینها ????????????????????????
تاریخچه لوگوی بارسلونا؛ یک لوگو، سه پرچم و فراتر از یک نشان شوکهکننده؛ الونگ الونگ، هافبک سابق پرسپولیس و استقلال درگذشت! تاریخسازی در جام حذفی آلمان؛ تیم دسته سومی، یک قدم تا لیگ اروپا! همسر رافائل سیلوا، علیرضا منصوریان را با شوهرش اشتباه گرفت! / عکس گل چیپ اندریک به رئال سوسیداد روی پاس دیدنی وینیسیوس جونیور / فیلم
-
پنجشنبه ۱۴ فروردين ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۶:۳۵
-
۱۲ بازديد
-

-
پیام خراسان
لینک کوتاه:
https://www.payamekhorasan.ir/Fa/News/843182/